شهر خمون دزفول :: دیرتنة الدزفول - Our City Dezful

امروز:

شهر خمون دزفول :: دیرتنة الدزفول - Our City Dezful

شهر خمون دزفول :: دیرتنة الدزفول - Our City Dezful
WWW.DEZFULPIC.COM
سيد علي شاهرکن الدين عارف قرن هشتم هجري فرزند سيد بهاءالدين مي باشد که با چهارده واسطه به امام موسي ابن جعفر(ع)منتهي مي گردد .شاهرکن الدين مانند ديگر عرفاء کسب يدي نيز داشته و شغل او زرگري بوده است. بقعه متبرکه ایشان در مرکز شهر دزفول در ضلع جنوب شرقی میدان اصلی شهر قرار دارد.

شبکه خبری دزفول

شبکه خبری ورزش دزفول
دزفول در یک نگاه
شورای شهر دزفول
مخابرات دزفول
نماینده دزفول در مجلس
هنر محیطی
موسسه  دزنوا - دزفول
موسسه دزفول شناسی
نشریه دژپل دزفول
  شهر خمون دزفول :: دیرتنة الدزفول - Our City Dezful
 
لیست کامل

کنایه دزفولی- مَری شُگار دِرازَس: خیلی قدش بلند است.

کنایه دزفولی- مَری اَشُو مُردَه: خیلی تمبل و بیحال است.

کنایه دزفولی- مَری سَگِه گـُشنَه مِه رییِش: آدم خیلی بداخلاق

کنایه دزفولی- مَری مَخو رُوه شِیره نَفتَه بَندَه: خیلی عجله دارد.

کنایه دزفولی- مَری باقِلِه سَر تُووَس: خیلی بی قرار است.

کنایه دزفولی- مَری خینِ کَمُـتـَرَه: خیلی قرمز است.

کنایه دزفولی- مَری باقِلِه نَپَزائیَه: حرف در او اثر نمی کند.

کنایه دزفولی- مَری مِه قاعُذ پَروَرِسَه: آدمی که با گذرسن جوان مانده است.

کنایه دزفولی- مَری اَ اُو گَرِرُفتَنَشَه: فرزندی که به تربیتش نمی رسند.

کنایه دزفولی- مَری پا مُرغ خُوَردَه: زیاد این طرف وآن طرف می رود.

کنایه دزفولی- مَری بُنِ بِه رییِ یه: مستوری که مشخص شده.

کنایه دزفولی- مَری حمومُه زَنونَس: خیلی سروصدا هست.

کنایه دزفولی- مَری مورِ شُمارَه: خیلی آهسته راه می رود.

کنایه دزفولی- مَری خَمیرِشَه پِه اُ سَرد شِشتِنَه: آدم بسیار خونسرد وآرام.

کنایه دزفولی- لِفِ طِلا قال وَندِیَه: آدم بسیار پاک و درستی است.

کنایه دزفولی- لِفِ عَفتو سَر دیوارَه: آخر عمرش است.

 

--------------------------------------------

ضرب المثل - قِصِّه خوتـَه فـَهم انچُون که قِصِّه مردمَب فـَهمی : حرف خودت را بفهم (بشنو )،آنجا که حرف مردم را می فهمی.

ضرب المثل - چَشمِی کِه نَمبینَه دِلِی ماتم نَمگِره : چشمی که نمی بیند دلی ماتم نمی گیرد.

ضرب المثل - دَرد خروار خروار میا، مِثقال مِثقالِ رُووَه : درد خروار خروار می آید و مثقال مثقال می رود.

ضرب المثل - گـَپته اُموز کـُچکـَت آموختـَس : بزرگت را بیاموز کوچکت می آموزد.

ضرب المثل - مِهمون مِهمونَ نَتَرَه بینَه صاحُب خونَه دوتا شُونَه : میهمان میهمان را نمی تواند ببیند،صاحب خانه هر دو را.

ضرب المثل - نَه خُود خُری نَه کَس دِهی گـَندَه کُنی بِه دَر بیهی : نه خود می خوری نه به کسی می دهی ،گندیده می کنی بیرون می اندازی.

ضرب المثل - هَزار دُوس کَمَه یَه دُشمِن بِسیار : هزار دوست کم است یک دشمن بسیار.

ضرب المثل - چِه کـُور چِه نابَِلـَد : چه نابینا چه نادان.

ضرب المثل - لِف روُوا روز گِرُفشَه : مانند روباه روز او را فرا گرفته است.

ضرب المثل - نَه کونَه نُو بِبووَه نَه دُشمِن دُوس : نه کهنه نو می شود نه دشمن دوست.

ضرب المثل - سَنگین باد سَنجِـنِنِت نُخالَه مَباد پِشکِـنِنِت : سنگین باش تا تورا بسنجند، نخاله(سبوس) نباش تا تو را پخش کنند.